معنی عشق


عشق را بنشانده ای در دل، ولی آن هم بخواب
میشود بیدار آنگه تا بیابد، او رهی را در صواب
عشق یعنی دوست داری، بیشتر از هر جواب
یا پدرمادر و یا خواهر و یا پول و یا نوعی کتاب
عشق یعنی خود به جویی، آنچه را گم کرده ای
تا بیابی آنچه می جویی سوالت را، بپرسی هم جواب
عشق آلت نیست تا با آن به جویی کام خویش
کو هوس در سایه ی شهوت شود، او کامیاب
عشق یعنی دیدن رخ در پیاله هم چو حافظ در شراب
بیخبر مانی ز لذت ، گر نباشی عاشقی را مستجاب””
عشق، صورت، چهره و رخسارگلگون نیست، نیست
عشق در معنای مولانا، گریز از خود برو همدل بیاب
این همان رمزیست نا پخته، به عشق بی حساب
گو” اسد” محصور مانی نشنوی از دلبری شیرین جواب
اشاره به شعر (ما در پیاله عکس رخ یار دیده ایم ای بی خیر ز لذت شرب مدام ما “حافظ”)