در چهار دیواری

 

         در چهار دیواری

در چهار دیواری

سقف آبستن

کف تاول زده را می بینم

عنکبوتی که در آن حاشیه

در گوشه رف

از خروش کف و سقف می ترسد.

گوش کن

مسافری در می زند.

به درن می آید

بیخبر از همه جا

به همه می خندد

دوستان خوش باشید

چرک دیوار سیاه

در تنش می خشکد.

کف پا می سوزد

سر بر آسمان می دوزد.

سقف می پوسد.

راستی چیستان شیرین است

گر جوابش نشنوی

آسمانی نیلی؟

آفتابی آبی؟ و ماهی گلگون؟

چیستان شیرین است،

گر  هوایش دانی.

به عبث پنداری.

گوش کن مسافری در می زند

به برون می آید.

  • دوستان بر گردید
  • کف تاول زده.
  • سقف آبستن.
  • دوستان برگردید

عنکبوتی به سیاهی زغال

به پریشانی مو

و به لرزانی بید

به لب طاق رواق

چشم دوخته

خانه سوخته

سقف پوسیده

کنج رف

بین کف و سقف

عنکبوتی آنجا

چیستان می گوید.

راستی چیستان شیرین است

به عبث پنداری

چیستان شیرین است

گر هوایش دانی

در تاریخ ۹-۱۲-۱۳۵۰ نوشته شد